خرید بک لینک
اچ نوشت ها... خوش اومدین بر این ز مهر تو محروم نظر توانی کرد ؟ تو مهربان بود ی ماجرا اما  چه سخت تشنه جام محبت بودم سخن تمام نشد ختم ماجرا پیدا امید با تو نشستن  تلاش بی ثمری بود  چه کوشش شب و روزم سان شخم زدن روی سینه دریا  و استغاقه به درگاهت  گره به باد زدن  و همچو کوفتن آب بود در هاون مرا رهاکردی ؟ مرا به مسلخ سلاخان  رها چرا کردی ؟ مرا که رام تو بودم اسیر دام تو بودم گذشتم از تو و آن پر فریب شهر بزرگ  کنون کنار کویرم  کویر بی باران  و مهربانی این مهربانترین یاران تو کاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بنیامین کاظمیان تاريخ: جمعه 3 مهر 1405 ساعت: 13:57

اچ نوشت ها... خوش اومدین ـــــــــــــــــ گاهی دلت بهانه هایی می گیرد که خودت انگشت به دهان می مانی... گاهی دلتنگی هایی داری که فقط باید فریادشان بزنی اما سکوت می کنی ... گاهی پشیمانی از کرده و ناکرده ات... گاهی دلت نمی خواهد دیروز را به یاد بیاوری انگیزه ای برای زمان آینده نداری و حال هم که... گاهی فقط دلت میخواهد زانو هایت را تنگ در آغوش بگیری و گوشه ای گوشه ترین گوشه ای...! که می شناسی بنشینی و"فقط" نگاه کنی... گاهی چقدر دلت برای یک خیال راحت تنگ می شود... گاهی دادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بنیامین کاظمیان تاريخ: جمعه 3 مهر 1405 ساعت: 13:57

حال این روزهای من نه چندان خوب نه چندان بد شاید.... من تو همه ی زندگیم عاشق دو نفر شدم....اولی نخواستم دومی خواستم و تقدیر نخواست....یک هفته پیش عروسی نفر دومیه بود پس فردا شبم نامزدی نفر اولیه...مبارادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بنیامین کاظمیان تاريخ: جمعه 2 اسفند 1398 ساعت: 7:41

حضرت علی علیه سلام : زمانه عمر را از شما میگیرد شما از زمانه چه میگیرید...!؟

برچسب: نویسنده: بنیامین کاظمیان تاريخ: جمعه 2 اسفند 1398 ساعت: 7:41

:)

وزن یک عشق روی دوشم بود ، من برای خودم کسی بودم ...

من برای خودم کسی هستم...

دور و بر خورده عشق هم کم نیست...

آنکه دل از تو برد ، هر کس هست...بند انگشت کوچکم هم نیست...

برچسب: نویسنده: بنیامین کاظمیان تاريخ: جمعه 2 اسفند 1398 ساعت: 7:41

یقین دارم که خدایم حواسش بهم هست...

یقین دارم و امید دارم به رحمت الهی که میدونم به زودی بیش از پیش شامل حالم میشه...

برچسب: نویسنده: بنیامین کاظمیان تاريخ: جمعه 2 اسفند 1398 ساعت: 7:41

به مرگ افكــار توي سرم فكر مي كنم به مرگ افكــار توي سرم فكر مي كنمبه گونه هاي خيس و ترم فكر مي كنمتمـــام شبــــم را به زور مـــي خوابــــمبه خــــواب قبـل سحـــرم فكر مي كنمبه اينكــــــه صبح مــــي دوم تا ته شببه ناني كــــه بايد ببـــــرم فكر مي كنمو آخـــر شـــب با تمــــام خستگـــي امبه دنيـــادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بنیامین کاظمیان تاريخ: پنجشنبه 22 تير 1396 ساعت: 16:09

مـن بـه خـود می گـویـم:

چـه کـسی بـاور کـرد

جـنگــل ِ جـان مــرا

آتـش ِ عـشق ِ تـو خـاکـستر کــرد؟

نوشته شده در جمعه نهم مهر ۱۳۹۵ساعت 17:20 توسط من " هانیه بانو "|

برچسب: نویسنده: بنیامین کاظمیان تاريخ: پنجشنبه 22 تير 1396 ساعت: 16:09

حاصلی از هنر عشق ِ تو جز حرمان نیست آه از این درد که جز مرگ ِ من اش درمان نیست این همه رنج کشیدیم و نمی دانستیم که بلاهای وصال ِ تو کم از هجران نیست آنچنان سوخته این خاک ِ بلا کش که دگر انتظار ِ مددی از کرم ِ باران نیست به وفای تو طمع بستم و عمر از کف رفت آن خطا را به حقیقت کم از این ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بنیامین کاظمیان تاريخ: پنجشنبه 22 تير 1396 ساعت: 16:09

زمستان است سلامت را نمی خواهند پاسخ گفتسرها در گریبان استکسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران رانگه جز پیش پا را دید ، نتواندکه ره تاریک ولغزان استوگر دست محبت سوی کسی یازی به اکراه آورد دست از بغل بیرون که سرما سخت سوزان استنفس ، کز گرمگاه سینه می آید برون ، ابری شود تاریک چو دیدار ایستد در ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بنیامین کاظمیان تاريخ: پنجشنبه 22 تير 1396 ساعت: 16:09

یاد بگذشته به دل ماند و دریغ یاد بگذشته به دل ماند و دریغنیست یاری که مرا یاد کنددیده ام خیره به ره ماند و ندادنامه ای تا دل من شاد کندخود ندانم چه خطایی کردمکه ز من رشتهالفت بگسستدر دلش جایی اگر بود مراپس چرا دیده ز دیدارم بستهر کجا مینگرم باز هم اوستکه به چشمان ترم خیره شدهدرد عشقست که با حسرت و سادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بنیامین کاظمیان تاريخ: پنجشنبه 22 تير 1396 ساعت: 16:09

بر این ز مهر تو محروم نظر توانی کرد ؟ تو مهربان بود یماجرا اما چه سخت تشنه جام محبت بودمسخن تمام نشد ختم ماجرا پیداامید با تو نشستن تلاش بی ثمری بود چه کوشششب و روزمسان شخم زدن روی سینه دریا و استغاقه به درگاهت گره به باد زدن و همچو کوفتن آب بود در هاونمرا رهاکردی ؟مرا به مسلخ سلاخان رها چرا کردی ؟مادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بنیامین کاظمیان تاريخ: پنجشنبه 22 تير 1396 ساعت: 16:09

ـــــــــــــــــ گاهی دلت بهانه هایی می گیرد که خودت انگشت به دهان می مانی...گاهی دلتنگی هایی داری که فقط باید فریادشان بزنی اما سکوت می کنی ...گاهی پشیمانی از کرده و ناکرده ات...گاهی دلت نمی خواهد دیروز را به یاد بیاوری انگیزه ای برای فردا نداری و حال هم که...گاهی فقط دلت میخواهد زانو هایت را تنگ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بنیامین کاظمیان تاريخ: پنجشنبه 22 تير 1396 ساعت: 16:09

ای تف به جهان تا ابد غم بودن...

ای مرگ بر این ساعت بی هم بودن...

برچسب: نویسنده: بنیامین کاظمیان تاريخ: پنجشنبه 22 تير 1396 ساعت: 16:09

با عرض پوزش فعلا حوصله تایید کردن نظر هاتون و جواب دادن ندارم... ممنون از الطاف و کامنت هاتون....تا چند روز آینده حتما بررسی میکنم. # پست موقت برچسبها: پست موقت نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم تیر ۱۳۹۶ساعت 12:43 توسط من " هانیه بانو "| ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بنیامین کاظمیان تاريخ: پنجشنبه 22 تير 1396 ساعت: 16:09

صفحه بندی